تبليغاتX
MOVAFAGHIAT-ON-LINE - موفقیت 144
بخشهایی از دو هفته نامه موفقیت

 بازی تنیس بدون دست

 

راجر کرافورد هر امکاناتی برای بازی تنیس داشت به جز دو دست و یک پا. وقتی پدر و مادر راجر برای اولین بار پسرشان رادیدند متوجه شدند نوزادشان انگشت شست دست راستش از ناحیه بازویش بیرون زده است و شست و یک انگشت دست چپش به بازویش چسبیده اند و کف دست ندارد. پای راستش هم کمی کوتاه تر بود و تنها سه انگشت داشت که به گفته پزشکان بعدها امکان قطع عضو نیز وجود داشت و برای پای چپش هم باید از پای مصنوعی استفاده می کرد.

پزشکان گفتند او از یک بیماری بسیار نادر رنج می برد که از هر 90 هزار کودک متولد شده تنها یک نفر به این بیماری مبتلا می شوند . انها معتقد بودند هرگز نمی تواند راه برود و از عهده کارهایش بر نمی آید. خوشبختانه والدین راجر به حرف های دکترها اعتقاد نداشتند و هرگزبه پسرشان به چشم یک معلول ناتوان نگاه نکردند. راجر بعد ها به دوستانش گفت :والدینم همیشه به من می گویند معلولیت تو بسیار سطحی بوده و اصلا جدی نیست. آن ها هرگز به من اجازه نمی دادند که احساس تاسف کنم و به خاطر معلولیتم زندگی متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشم. به خاطر مشکلی که دردستانم داشتم همیشه به آرامی می نوشتم و سر جلسه های امتحان زمان کم می آوردم.یک روز از پدرم خواستم برای معلم هایم یادداشتی بنویسد و آز آن ها بخواهد ملاحظه مرا بکنند و تمرین های خانه ام را نیز دو روز دیرتر از من تحویل بگیرند ولی پردم به جای این کار مرا مجبور کرد، تکالیفم را دو روز زودتر تحویل بدهم.

پدر راجر همیشه او را به ورزش کردن تشویق می کرد و به او یاد می داد که چگونه توپ والیبال را بگیرد و پرتاب کند یا در حیاط پشتی بعد از مدرسه با او فوتبال بازی می کرد. در سن 12 سالگی تیم فوتبال مدرسه اش با مربی گری او برنده شد.

قبل از هر بازی راجر در ذهن خود برد در بازی را مجسم می کرد. یک روز شانس به او روی آورد و توپ جلوی پای او فرود آمد و او توپ را با سرعت زیاد با همان پای مصنوعی اش وارد دروازه کرد البته هم زمان یکی از بازیکنان تیم مقابل پای مصنوعی او را نیز دریافت کرد.آن شب جشن بزرگی به خاطر گل زنی او در مدرسه برپا کردند زیرا راجر تیمش را از حذف شدن نجات داده بود.

اعتماد به نفس راجر و عشق او به ورزش روز به روز بیشتر می شدو شکست هایش مثل ناموفق بودن در کلاس تایپ و یا عذاب غذا خودرن در سالن غذاخوری مدرسه و ... روی تصمیم و اراده او برای تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه ای تاثیر نگذاشت.

او همیشه جمله معروف پدرش را به یاد می آورد که می گفت روی کارهایی که می توانی انجام دهی تمرکز کن و مطمئن باش که موفق می شوی.

راجر به جراحی دستش امید زیادی داشت ولی پزشکان معتقد بودند مطمئنا عمل جراحی ناموفق خواهد بود. راجر بعد از شنیدن این حرف به جای آن که بازی تنیس را رها کند همان روز به پدش پیشنهاد داد که باهم بروند و یک راکت بهتر بخرند و بعد کار هر روزه اش تمرین شد و تمرین و در نهایت در بازی های بین تیم های دانشگاه شرکت کرد و 22بار پیروز شد و 11بار شکست خورد او اولین معول جسمی بود که موفق به دریافت مدرک معتبر مربی گری حرفه ای تنیس شد و هم اکنون یکی از موفق ترین مربی های تنیس معلولان است.

او همواره به شاگردانش می گوید تنها تفاوت ما با اغلب مردم آن است که دیگران تنها معلولیت ما را می بینند ولی من هرگز معلولیت آن ها را نمی بینم. مطمئنم همه ما دچار معلولیت هایی هستیم وقتی مردم از من می پرسند من چگونه توانستم تمام مشکلات را پشت سر بگذارم به آنها می گویم من هنوز با هیچ مشکل جدی ای برخورد نکرده ام زیرا به این نتیجه رسیده ام که قادر به انجام بعضی کارها مثل پیانو زدن یا غذاخوردن با چوب نیستم و یاد گرفتم آن چه را که می توانم انجام دهم با عشق ،پشتکار ، علاقه و باتمام وجود انجام دهم.

 

 توانایی تصمیم گیری دومین مهارت زندگی:

 

توانایی تصمیم گیری:

همه ما هر روز در مورد مسایل گوناگون زندگی خود تصمیم گیری می کنیم ولی همیشه تصمیم های ما درست و هوشمندانه نیست. برخی از تصمیم گیری های ما غلط بوده و پیامدهای ناخوشایندی رای برای ما ایجاد می کنند.تصمیم گیری مهارتی است که به ما و فرزندان مان کمک می کند تا به نحو موثرتری در مرود مشکلات و مسایل زندگی تصمیم بگیریم.این مهرات موجب می شود به طور صحیح تری در مورد اعمال مان تصمیم گرفته و جوانب مختلف کارها ، انتخاب و پیامدهای مثبت و منفی هر یک از آن ها را در نظر بگیریم. هم چنین تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی ما می شود. تصمیم گرفتن دارای معانی ضمنی متفاوتی است ما تصور می کنیم که تصمیم گرفتن تنها در لحظات حساس و مهم زندگی انسان معنا پیدا می کند و در لحظات کوچک و کم ارزش تر از هیج جایگاهی برخوردار نیست.

 

علایم عدم توانایی در تصمیم گیری:

معمولا به کودکانی که خود را درگیر تصمیم گیری می کنند مارک ایرادگیر می چسبانیم و تصور می کنیم که نگهداری از این کودکان به این دلیل که فقط به دنبال جلب توجه بزرگترها هستند اندکی مشکل به نظر می رسد.

مادر و پدرها باید کمی نگران فرزندانی باشند که حتی توانایی ندارند ناهار مورد علاقه شان را انتخاب کنند و یا نمی دانند در کدام قسمت از ماشین بنشینند.

معمولا افرادی که به عدم توانایی در تصمیم گیری دچار هستند تا سنین بزرگسالی متوجه این معضل نمی شوند و تصور می کنند که فقط توانایی رسیدن به آرزوهای شان را ندارند.

انتخاب هایی نظیر این که با چه کسی در حیاط بازی کنم برای صبحانه چه بخورم همه و همه از مواردی هستند که پایه تصمیم های مهم تری را که کودک قرار است در آینده برای زندگی اش بگیرید طرح ریزی می کند. همین طور باید به او خاطرنشان کرد که سوال کردن و کمک خواستن در مواقع حساس بلامانع است . اما در عین حال باید تنها براساس عقاید و اعتقادات خود عمل کند. برایش روشن شود که هر روز تصمیم های زیادی می گیرد و تمام آن ها به عنوان تمریناتی برای آمادگی ای که برای سالهای آتی لازم دارد به شمار می روند. این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد زمانی که کودک تصمیم خود رای می گیرد و برای بیان آن از سمت اتاقش به سوی ما می آید اگر مکررا از او ایراد بگیریم و کارهایش را به چشم منتقد نگاه کنیم مسلما اعتماد به نفس خود را از دست می دهد  ما نیز از هدف اصلی خودمان که همان ایجاد اطمینان در تصمیم گیری است دور خواهیم شد. لذا باید به نقاط مثبت تصمیم او نگاه کنیم و انگشت خود را فقط برروی اشکالات و کاستی های قضیه نگذاریم.

 

 پیامک

 

 می دونید فلسفه اختراع سرسره چیه؟ می خوان از بچگی به آدما یاد بدن که بالا رفتن چه قدر سخته و پایین اومدن چه قدر آسون.

 

 هر وقت دلت برای دست خط بچگی ات تنگ شد با اون یکی دستت بنویس.

 

 برکت پرودگار مثل باران است اگر می بینی خیس نمی شوی جایت را عوض کن.

 

 زندگی به تو اطمینان نمی دهد فقط به تو فرصت می دهد.

 

 قلب سرزمین عجیبی است زیرا هم زادگاه عشق است هم آرامگاه عشق.

 

  بیماری روز شنبه

 

با شروع یک روز نو احساسات مختلفی به انسان ها دست میدهد . بعضی ها با طلوع خورشید دوباره متولد می شوند به فکر اهداف و آرزوهای خود می افتند و شادمان و شکر گزار از موهبتت زندگی و زنده بودن از رختخواب بیرون می آیند سپس به سراغ لیست کارهای روزانه خود می روند و با انرژی و روحیه مثبت سرکار خود حاضر می شوند. نقطه مقابل این افراد انسانهای بی حوصله و شاکی از گذشت سریع زمان و شروع یک روز جدید است.پتو را آن چنان به سمت خود می کشند که انگار قیمتی ترین دارایی دنیا است. با اخم و بی انگیزه زنگ ساعت را خاموش می کنند و زیر لب می گویند نیم ساعت دیگه فقط نیم ساعت دیگه می خوابم بعد میرم.اه باز شنبه رسید.

 

اولین گروهی که این بیماری در آنها بیشتر به چشم می خورد افراد معتاد به کار است. آن ها همیشه و در هر حالتی به کارهای خود می اندیشند خود ار دراضطراب و اجبار انجام دادن و به پایان رساندن کارها می بینند. حتی در تعطیلات نیز مشغول انجام دادن کار و مسایل مرتبط به آن هستند به همین دلیل از زمان حال خود لذت و بهره مناسب را نمی برند . همه فشارها روی هم انباشته می شوند در لحظات استراحت خود آرامش ندارند و با روحیه ای خسته از شروع دوباره کار سرکار حاضر می شوند.

ازذهن اکثر افراد وقتی صبح شنبه از خواب بلند می شوند یک جمله می گذرد ای کاش امروز جمعه بود. با گفتن این جمله ریتم قلب نامنظم می شود و احساس سستی و بی میلی در شخص افزایش پیدا می کند. بی قراری و سردرکمی از نشانه هایی هستند که در چنین افرادی کاملا قابل درک و تشخیص است.حتی متخصصان و روان شناسان می گویند : تصمیم های مهم زندگی خود را در روز شنبه نگیرید چون اکثر انسان ها در اولین روز هفته بی قرار وناارام هستند و این حالت باعث پشیمانی یا گرفتن تصمیم غلط می شود.

اما برای حل چنین مشکلی از چه راهکارهایی می توان بهره برد؟

مهمترین عامل تغییر روحیه  و بهبود وضعیت فکری ایجاد نظم در زندگی روزانه واستفاده از مدیریت زمان و انجام دادن کارها با نظم و ترتیب خاص خود است . این مشکل در افراد تنبل بیشتر به چشم میخورد. همیشه سعی کنید با برنامه ریزی کارهای خود را انجام دهید.کار و مسایل باقی مانده در برنامه روزانه علاوه بر ایجاد احساس عقب ماندن، فشار مضاعفی نیز در روحیه ما به وجود می آورد.

می توان از موارد زیر استفاده کرد:

نوشتن لیست کارهای روزانه خود

قراردادن مهلت برای انجام و به پایان رساندن کارها

مبارزه با وقت کشی و شعار معروف همین الان انجامش بده

انجام کارها به ترتیب اهمیت و اولویت آن ها

 

اگر با تمام این کارها بازهم حس بدی در اولین روز هفته دارید سعی کنید حتما شنبه عصر را به کاری اختصاص دهید که خیلی خیلی برای شما جذاب   و دوست داشتنی است. برای خود یک عادت منظم ایجاد کنید. مثلا شنبه هر هفته به سینما بروید یا به مکان زیارتی مورد علاقه خودسر بزنید ساز مورد علاقه خود را بزنید با خداوند درددل کنیدو یاسری به دوستان و فامیل بزنید . با این کار هر هفته مشتاقانه منتظر رسیدن شنبه و شروع کار هستید. حس بد و منفی روزهای شنبه تبدیل به سازندگی و تلاش بیشتر شده و آرامش و انرژی میهمان همیشگی شما می شود.

 

 

WWW.MOVAFAGHIAT.COM

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 21:26  توسط نغمه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ بخشهایی از مجله موفقیت است که هر پانزده روز یکبار منتشر می شه اول بار توی میهن بلاگ تشکیل شد که اون بلا سرش اومد بعد رفتم و منتقل کردم تو پرشین بلاگ که حالا می دونید هک شده و بعضی وبلاگها نظرسنجی اش کار نمی کنه. حالا اومدم منتقل کردم تو بلاگفا دیگه نمی دونم موندگار می شه یا دوباره باید اسباب کشی کنه.

پیوندهای روزانه
تجلی
همه چیز در مورد خوانندگان
شاهد تنها
ICE FLOWER
پارسا نامه
دانلود بوت های جدید یاهو8
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

آرشیو موضوعی
موفقیت 120
موفقیت 121
موفقیت 122
موفقیت 123
موفقیت 124
موفقیت 125
موفقیت 126
موفقیت 127
موفقیت 128
موفقیت 140
موفقیت 141
موفقیت 142
موفقیت 143
موفقیت 144
موفقیت 145
موفقیت 146
موفقیت 147
موفقیت 148
موفقیت 139
دانلود  بوت های جدید  یاهو  ۸
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان