![]() |
![]() |
|
| بخشهایی از دو هفته نامه موفقیت |
![]() ![]() ![]() ![]()
با باور منفی خود مبارزه کنید. برای مثال تولد یک نوزاد ممکن است شما را از همسرتان دور کند و این ترس را در شما به وجود آورد که همسرتان دیگر به شما علاقه ای ندارد پس با این ترس مبارزه کنید و باور مثبت را به ذهن خود راه دهید و دایم با خود تکرار کنید : همسرم مرا هم چنان دوست دارد.
اگر باور شما در مورد چیزی منفی است مثل این که : دیگران شمار ا دوست ندارند. این باور به صورت ترس به ذهن شما منتقل می شود و ممکن است شما را نسبت به دیگران بدبین کند. مثلا فکر کنید همه پشت سر شما حرف می زنند. باید با این ترس مبارزه کنید. به طور مرتب در ذهن خود این نقش را بازی کنید که چگونه باید ا زخود دفاع کنید.اگر چه ممکن است این ترس وجود داشته باشد ولی شما راه نجات از آن را پیدا می کنید و پس از مدتی این ترس از بین می رود همین که ترس از بین رفت باورتان به یک باور مثبت تغییر می کند: دیگران مرا دوست دارند.
معمولا یک باور منفی از اتفاقی در زندگی سرچشمه می گیرد. هرگاه دوباره به آن اتفاق فکر کنیم ممکن است متوجه شویم که می توانیم نکته و یا باور مثبتی از آن به دست آوریم.برای مثلا این باور : دیگران فکر می کنند که من انسانی ضعیف هستم. زمانی در ذهن شما شکل گرفت که در دوران کودکی و دز مدرسه مورد آزار واذیت بچه های پرخاشگر قرار گرفتی ولی اگر آن زمان در مقابل آن ها مقاومت می کردی با خود می گفتی : من شجاع هستم و یا اگر در زمان حال می توانستی ببینی آن افراد در مقابل موفقیت تو در دانشگاه یا کار احساس حقارت می کنند و به این باور می رسیدی که من باهوش هستم.
بسیاری از باورهای منفی ما در دوران مدرسه و یا در بازی های گروهی شکل می گیرند. ممکن است فکر می کردید که همه به شما می خندند ولی حال از دید یک بزرگسال می توان تشخیص داد که همه آن ها یک سوء تفاهم بوده.
افرادی که برای خود ارزش قایل هستند و به توانایی های خود احترام می گذارند انسان هایی با دید مثبت اند. بنابراین اگر شما افکار مثبت برای محکم شدن باورهای خود استفاده می کنید انگیزه های خود را بالا می برید.
هرچه قضاوت دیگران درباره شما مثبت تر باشد احساس بهتری نسبت به خود دارید و هرچه قضاوت شان منفی تر باشد احساس بدی نسبت به خود خواهید داشت.قاطع ترین قدمی که شما می توانید برای آن که احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید بردارید این است که بدانید هیچ کس نمی تواند احساس بدی در شما به وجود آورد مگر آن که خودتان این اجازه را به او بدهید. بنابراین سعی کنید از کسانی که دایم از شما انتقاد می کنند دوری کنید و بر عکس بیشتر با افرادی باشید که سپاسگزار و حق شناس هستند.
چه قدر خود را باور دارید؟ در مقابل هر عبارتی که فکر می کنید توصیفی از شخصیت شماست علامت بزنید: من حقیقتا از چیزی که هستم راضی نیستم. برای من سخت است قبول کنم کارها را خوب انجام داده ام . اگر کاری خراب شود من شدیدا شرمنده می شوم.گفتن این که چه چیزی از زندگی می خواهم برایم سخت است. تحلیل : هر چه تعداد علامت های شما بیشتر باشد خودباوری ضعیف تری دارید. اگر می خواهید در مورد خود احساس خوبی داشته باشید بهتر است که از راهکارهای مثبت استفاده کنید.
اگر به آن چه از خود انتظار داشتید رسیده اید از خود باوری بالایی برخوردارید. بنابراین هدف زندگی خود را چیزی قرار دهید که به طور واقع بینانه می توانید به آن برسید نه این که همیشه انتظار بهترین بودن را از خود داشته باشید در ضمن هدف تان را خیلی پایین نگیرید که از سطح شما کمتر باشد. هنگامی که موفق شدید به خود تبریک بگویید . ازمقایسه کردن خود با دیگران بپرهیزید.بدانید هرکس نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود دارد. انتظارات خود را مشخص کنید و پیشرفت خود را با آن چه بدان می رسید بسنجید.
با خود جوری رفتار کنید که با بک دوست خوب رفتار می کنید بنابراین به هر موفقیتی که می رسید به خود تبریک بگویید حتی اگر خیلی کوچک باشد. دوشتان و همکاران خود را دعوت کنید تا موفقیت شما را با هم جشن بگیرید.
همان طور که به یک دوست مهربانی می کنید با خود نیز مهربان باشید. در طی روز به کارهای خوبی که انجام داده اید فکر کنید . در مورد محدودیت های خود واقع بین باشید و برای هر اشتباهی خود را ببخشید و خود را تشویق کنید تا از اشتباهات درس بگیرید. هنگامی که کارها غلط از آب در می آیند به آن ها اعتراف کنید. در نظر بگیرید که چگونه باید با مشکلات گلاویز شوید. برای حل مشکلات عکس العمل نشان دهید.برای پیشرفت پیش قدم باشید.توانایی های خود را برای حل مشکلات به کار برید . درباره خود احساس خوبی داشته باشید. عکس العمل بعدی را نشان دهید. قدمی برای پیشرفت بعدی بردارید.
خود باوری میتواند در شما احساس خوب یا بد به وجود آورد. اگر خودباوری ضعیفی داشته باشید مشکلات کوچک هم بزرگ و بد جلوه می کنند ولی با یک خودباوری قوی می توانید با هر مشکل بزرگی مقابله کنید. شناخت مشکل و داشتن اعتماد به نفس شما را در مسیر درست پیش می برد.
برای آن که تمامی راهکارهای تفکر مثبت در زندگی شما قرار بگیرند باید یاد بگیرید که چگونه از آن ها در تمام شرایط و مواقع استفاده کنید. فقط در صورتی شما به مفید بودن آن ها پی می برید که جزء طبیعت شما شوند.
هر روز ساعتی را برا ی خود مشخص کنید و در جایی برای چند لحظه ساکت نشسته و روی چیزهای خوبی که در زندگی دارید تمرکز کنید.این کار ارا به عنوان عادت هر روزه به کار برید. شاید بهترین زمان برای این تمرکز هر روز صبح هنگام صبحانه باشد.
هنگامی که تحت فشار هستید ممکن است احساس کنید تمام عوامل مثبت داری لغزش شده اند.اگر این اتفاق افتاد توجه و تمرکز خود را به اتفاقات مثبتی که در اطراف شما روی می دهد ببرید .افکار مثبت را تکرار کنید .لبخند بزنید و بعد ده دقیقه به خود استراحت دهید . اگر دیدید بازهم احساسا دلتنگی می کنید و نیاز به همدردی دارید به راه های دیگری برای شاد کردن خود روی آورید.مثلا قراری با یک دوست خوب بگذارید و روز خود را با او بگذرانید.
هر چه بیشتر مثبت باشید مثبت تر بودن را بیشتر یاد می گیرید. افکار مثبت درا در موقعیت های زندگی خود بسط دهید. درطی روز تمرکز کردن روی افکار مثبت را اجرا کنید همین که افکار مفی به سراغ تان آمد به خود بیایید و سریعا آن ها را با افکار مثبت جابه جا کنید. همین که یک بار در این کار موفق شوید تمام افکار و رفتار شما به مثبت بودن عادت خواهند کرد.
هر روز کارهایی را که انجام داده اید بنویسید و به آن ها تا عدد 10 امتیاز دهید به کاری که بیشتر از آن لذت بردید امتیاز بیشتری بدهید ودلیل آن را بنویسید. حداقل در هر هفته سه کار را انتخاب کنید که برای خودتان لذت بخش و مثبت باشد. هر ماه یک روز را به خود اختصاص دهید ودر آن روز هر کاری را که لذت می برید انجام دهید.
یک راه مفید برای به دست آوردن عادت مثبت فکر کردن در تمام روز این است که برنامه روزانه طرح کنید. حداقل 10 کار مفیدی را که در طول روز از زمان بیدار شدن از خواب تا زمانی که می خوابید یادداشت کنید.
اگر متوجه شدید که احساس بیهودگی می کنید گفت و گوی زیر را با خود انجام دهید: من روز به روز در حال پیشرفت کردن هستم اگر چه گاهی منفی فکر کنم سعی می کنم کارهایی را که بیشتر از آن ها لذت می برم بیشتر انجام دهم. درست است که افکار منفی هنوز با من هستند ولی احتیاج دارم که با خود مهربان باشم.
رنگ هایی که به زندگی مان رنگ می دهند رنگ اول مورد علاقه شما چیست ؟
سمینار روان شناسی رنگها – فریبا عزالدین
ارتباط و همدلی دو مهارت مهم زندگی
از ادامه مطالب قبل – قسمت سوم در شماره های قبلی دو مهارت زندگی را تحت عناوین توانایی حال مساله و توانایی تصمیم گیری را بررسی کردیم.
همدلی یعنی این که بتوانیم زندگی دیگران را حتی تا زمانی که در آن شرایط قرار نداریم ، درک کنیم. توانایی همدلی به ما کمک میکند تا بتوانیم انسان های دیگر را حتی وقتی با آن ها بسیار متفاوت هستیم بپذیریم و به آن ها احترام بگذاریم . این توانایی، روابط اجتماعی را بهبود می بخشدو به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسان های دیگر منجر می شود . هم چنین همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه های دیگران است.جزء شناختی همدلی عبارت است از توانایی شناسایی و نام گذاری حالات دیگران و توانایی در تشخیص و حدس دیدگاه های شخص مقابل . جزء عاطفی همدلی نیز توانایی نشان دادن پاسخ عاطفی مناسب است .بعنی در موقعیت های مختلف و در عقاید و حالات عاطفی آن ها از جمله خشم ، ترس ، غم ، شادی و.... را تشخیص دهیم و به طرز مناسب و شایسته ای به آن ها جواب دهیم.شرط لازم برای چنین کاری ، خودآگاهی است و از دیگر شرایط لازم برای ایجاد همدلی بین افراد ، شناخت تفاوت های فردی و احترام گذاشتن به آن است، تحقیقات گوناگون نشان داده کسانی که کمتر عصبانی می شوند، بهتر می توانند دیگران را درک کرده ، خودشان را جای آن ها بگذارند و با آنان همدردی کنند.مهارت همدلی به معنی توانایی درک و فهم احساسات دیگران است و اجزای آن عبارت اند از: علاقه داشتن به دیگران تحمل افراد مختلف رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر دوست داشتنی تر شدن (دوست یابی) احترام قایل شدن برای دیگران
بعضی ها به زندگی ما پا می گذارند و زود می روند . ولی برخی مدت ها می مانند و در قلب مان ردی از خود بر جای می گذارندو ما هرگز دوباره مثل سابق نمی شویم. ما در عصری زندگی می کنیم که عصر ارتباطات نام گذاری شده است .اگر افراد از مهارت های ارتباطی مناسب برخوردار نباشند در بسیاری از جنبه های زندگی آسیب پذیر خواهند بود.چگونگی ارتباط ما با افرادی که با آن ها زندگی می کنیم و دوست شان داریم و همواره در تعامل مستمر و مداوم با آن ها به سر می بریم بخش مهمی از توانایی روابط بین فردی ما را تشکیل می دهد. افرادی که از مهارت های ارتباطی ضعیف تری برخوددارند کمتر مورد پذیرش اطرافیان خود قرار می گیرند.این امر می تواند ریشه در ارتباطات درون خانواده فرد داشته باشد.نظام ارتباطی خانواده و نوع ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر می تواند از مهم ترین عللی باشد که فرزندان در برقراری ارتباط دچار مشکل شده و کمرو خجالتی و انزوا طلب رشد پیدا می کنند ....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:13 توسط نغمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ بخشهایی از مجله موفقیت است که هر پانزده روز یکبار منتشر می شه اول بار توی میهن بلاگ تشکیل شد که اون بلا سرش اومد بعد رفتم و منتقل کردم تو پرشین بلاگ که حالا می دونید هک شده و بعضی وبلاگها نظرسنجی اش کار نمی کنه. حالا اومدم منتقل کردم تو بلاگفا دیگه نمی دونم موندگار می شه یا دوباره باید اسباب کشی کنه.
|
| پیوندهای روزانه |
|
تجلی همه چیز در مورد خوانندگان شاهد تنها ICE FLOWER پارسا نامه دانلود بوت های جدید یاهو8 آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|